مرکز تخصصی ترک گناه

مشروبخوار و توبه – داستان توبه کنندگان

مشروبخوار و توبه

 

دومین داستان از سری داستان های توبه کنندگان با موضوع مرد مشروبخوار

امیدوارم لذت ببرین.

فیض کاشانی آن چشمه‌ی فیض و دانش، و منبع بصیرت و بینش در کتاب پرقیمت محجة البیضاء نقل می‌کند:

مردی بود شرابخوار، خانه‌اش مرکز اجتماع اهل فسق و فجور بود.

روزی دوستانش را برای شرابخواری و لهو و لعب دعوت کرد،

چهار درهم به غلامش داد تا برای میهمانان میوه تهیه کند،

غلام از کنار خانه‌ی یکی از اولیای خدا به نام منصور بن عمّار عبور کرد،

 

  • شرابشنید آن مرد خدا برای نیازمندی طلب کمک می‌کند و می‌گوید:هر کس چهار درهم برای حل مشکل محتاجی کمک نماید من به او چهار دعا می‌کنم.

    غلام چهار درهم را به آن مرد خدا تقدیم کرد، او به غلام گفت: برای تو از خدا چه بخواهم؟

    گفت: چهار چیز برای من از خداوند مهربان بطلب:

    1 – آزادی از بردگی

    2 – خروج از تهیدستی و فقر

    3 – بازگشت و توبه‌ی اربابم به حق

    4 – آمرزش خداوند برای من و اربابم و خودت!

    غلام با دست خالی به خانه برگشت، ارباب گفت: چرا دیر آمدی و چرا میوه نیاوردی؟

    داستان چهار درهم و چهار دعا را برای ارباب گفت.

شراب

ارباب از این قضیه خوشحال شد، برق بیداری به دلش افتاد، چهار هزار درهم به غلام داد و گفت:

برو تو را در راه خدا آزاد کردم و خود نیز به عرصه‌ی توبه و انابه درآمدم، ولی خودم را لایق مغفرت و آمرزش نمی‌بینم!

شب در عالم رؤیا به او گفته شد: آنچه وظیفه‌ی تو بود انجام دادی،

آنچه وظیفه‌ی من نسبت به گنهکار تائب است آیا گمان می‌بری که انجام نگیرد؟

من، تو و غلام و منصور بن عمّار و آنان را که حاضر بودند آمرزیدم 1!

داستان توبه کنندگان – توبه اعجاب آور


1) – محجة البیضاء: 7 / 267، کتاب الخوف و الرجاء.


توبه آغوش رحمت – حسین انصاریان

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.