مرکز تخصصی ترک گناه

شیطان شناسی (4)

  • کفر شیطان

«وَ کانَ مِنَ‌الْکافِرینَ» و از کافران شد مفسّران درباره «کفر شیطان» سخنان مختلفی دارند:
الف- درمورد «وَ کانَ مِنَ‌الْکافِرینَ» می‌گویند: او کافر شد، نه آنکه از کافران بود. درست بسان این آیه که درخصوص فرزند نوح (ع) می‌فرماید: «… فَکانَ مِنَ‌الْمُغْرَقینَ.»1 (پس، از غرق‌شدگان گردید).

ب کفر و شرک، مفهومی مربوط به قلب و اندیشه و عقیده است یا عملکرد؟ کدامیک؟

برخی آن را، هم به دل منسوب دانسته‌اند و هم به رفتار و عملکرد؛ چرا که شیطان ازنظر عقیدتی گویی مشکل نداشت ولی در عملکرد که سجده‌کردن به فرمان خدا بود، از دستور سرباز زد و همان هم سبب کفرش شد.

امّا بعضی معتقدند که این سخن بی‌اساس است؛ زیرا عملکرد آگاهانه و آزادانه و حساب‌شده انسان، نشانگر اندیشه و عقیده اوست. برای نمونه: شاید درمورد فردی که دربرابر بت سجده می‌کند، بتوان گفت خود این کار کفر نیست ولی از آنجا که نشانگر اندیشه بی‌اساس و منحطّ اوست که به خدایی بت عقیده دارد، کار او کفر محسوب می‌شود؛ و شیطان نیز چنین بود؛ و با تصریح قرآن به کفر وی درمی‌یابیم که او از اصل به خدا ایمان نداشت و گرنه از او نافرمانی نمی‌کرد و به سرکشی و خودکامگی و شرارت روی نمی‌آورد.

ج- در مورد چگونگی فرمان سجده، دیدگاهها متفاوت است:
1. عدّه‌ای معتقدند که دستور سجده در برابر آدم بدان‌گونه بود که فرشتگان و شیطان مورد خطاب قرار گرفتند و فرمان سجده یافتند.
2. برخی دیگر می‌گویند: خداوند پیام رسانی به‌سوی آنان گسیل داشت تا فرمان او را به آنان برساند.
3. و پاره‌ای نیز بر این باورند که خدا کاری انجام داد که ازطریق آن، به آنان فهمانید باید دربرابر آدم سجده کنند.

د- آیا ترک سجده برای آدم همانگونه‌که درقرآن‌آمده کفروکفرگرایی است؟
در پاسخ به این پرسش باید خاطرنشان ساخت که کفر شیطان تنها به‌دلیل ترک سجده‌نبود؛ بلکه ترک سجده، گناهان دیگری را نیز به‌همراه داشت که بسیار سهمگینبود؛ بدینصورت:

1. او به این نتیجه رسید که آفریدگار هستی وی را به کار بیهوده‌ای فرمان داده؛ چرا که به باور او، در این سجده سود و مصلحتی نبود.
2. او از سر خودبزرگ‌بینی و تکبّر، از انجام‌دادن فرمان خدا و سجده برای آدم سرباز زد. اکنون نیز اگر کسی با این پندار زشت از نماز و سجده سرباز زند، کافر می‌شود.
3. او افزون بر ترک سجده، پیام‌آور خدا را به‌باد استهزا گرفت؛ و این کار زشت نیز نشانگر باطن آلوده به کفر او بود.2

  • اغواگری شیطان

فَاَزَلَّهُمَاالشَّیْطانُ عَنْها فَاَخْرَجَهُما مِمّا کانا فیهِ وَ قُلْنَااهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْض عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی‌الاَْرْض ِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ اِلی حینٍ.
پس شیطان هر دو را از آن [باغ پرطراوت و زیبا] لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند، خارج‌ساخت؛ و [آنگاه‌ما به‌آنان] گفتیم: «[به‌زمین] فرودآیید. شمادشمن‌یکدیگرخواهید بود؛ و برایتان در زمین قرارگاه و تا چندی برخورداری [و بهره‌مندی] خواهد بود.
«اَزَ لَّهُما» را از «زَلَّت» به‌معنای «لغزش و گناه» گرفته‌اند. این واژه، با واژه‌های «مَعْصِیَت» و «سَیِّئَة» هم معنا و هم مفهوم است.
«اِهْبِطُوا» از «هُبُوط» به‌معنای «فرودآمدن از بالا و بلندی» گرفته شده است؛ و گاه به‌مفهوم «جای گرفتن و ورود به جایی» نیز بکار می‌رود، نظیر این آیه شریفه:

«… اِهْبِطُوا مِصْرَاً…»3
«عَدُوّ» به دشمن گفته می‌شود؛ درست عکس «وَلِیّ» که به دوست می‌گویند. مصدر این واژه، «عَداوَت» به‌معنای «تجاوز کردن» است.
«مُسْتَقَرّ» به‌معنای قرارگاه است؛ و «قرار» به‌مفهوم «ثبات» و «ماندگاری»، عکس «فِرار» و «زَوال» است. اِسْتِقْرار نیز به‌معنای «بقا و قرار بر یک حال تا مدّتی» به‌کار می‌رود.
«مَتاع» به آنچه از آن بهره و لذّت برده می‌شود، می‌گویند؛ و واژه «تَمَتُّع» به‌معنای «لذّت‌بردن» و «بهره‌ورشدن» است.

«حین» به‌مفهوم «زمان و مدّت» است؛ و این واژه در غیر این آیه مبارکه و آیه شریفه «تُؤْتی اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذْنِ رَبِّها …»4(میوه‌اش را هر زمان به فرمان پروردگارش می‌دهد)، به‌معنای «شش ماه» گرفته شده است.

شیطان
در نخستین آیه شریفه این فصل، از سرگذشت آدم سخن به‌میان می‌آید.
«فَاَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ»
شیطان آدم و همسرش را دچار لغزش ساخت
این لغزانیدن بدان دلیل به شیطان نسبت داده شده است که به‌سبب وسوسه‌های پیاپی او انجام گرفت و کار بجایی رسید که آنان از آن باغ زیبا و نعمتهای گوناگون وآن مقام رفیع فرود آمدند. و منظور از شیطان نیز همان «ابلیس» است که در آیات گذشته از او سخن رفت.

«فَاَخْرَجَهُما مِمّا کانا فیهِ»
شیطان آن دو تن را از آنچه در آن قرار داشتند و غرق در نعمت و آسایش بودند، خارج ساخت.
گفتنی است که بیرون‌راندن آدم از بهشت و فرودش به زمین، برای کیفر کردن او نبود؛ چرا که او گناهی مرتکب نشده بود. او از پیام‌آوران خداست و ما با دلایل بسیار و تردیدناپذیر، پیامبران را برخوردار از عصمت می‌دانیم؛ آنان به گناه و بیداد و اشتباه و انحراف دست‌نمی‌یازند و کسانی که جز این درمورد آنان بپندارند، آن برگزیدگان بارگاه خدا را درست نشناخته و بزرگترین دروغ را به خدا نسبت داده‌اند.
با این بیان، بیرون‌ساختن آدم از بهشت بدان جهت صورت گرفت که با خورده‌شدن میوه آن درخت ممنوع به‌وسیله آدم، مصلحت تغییر یافت و حکمت و تدبیر آفریدگار فرزانه هستی ایجاب کرد که آدم و همسرش را به زمین فرود آورد و به ادای وظیفه و رعایت مقررّات خویش و مشکلات زندگی گرفتار سازد؛

لباس بهشت را از اندامشان بیرون آورد و همه نعمتهایی را که از سر مهر و بخشایش به آنان ارزانی داشته بود، بازپس گیرد؛ و همانطور که انسانهای برخوردار از ثروت و سلامت و جوانی و نشاط و خوشیها و آسایشهای زندگی را گاه با بازپس گرفتن همه نعمتها و جایگزین‌ساختن گرفتاریها و نیازها می‌آزماید، آدم و همسرش را نیز بدینصورت تحت‌آزمون سخت قرار داد.

و روشن است که همه این فراز و نشیبهای هدفدار و حکمیانه، به‌منظور ساخته‌شدن انسانها و باروری و شکوفایی استعدادها و تواناییهای آنها و نیز بخاطر آبدیدگی و استحکام در کوره آزمون و بروز نیروی شگرف مقاومت و پایداری و شکیبایی انسان است.
یک پرسش: با توجّه به اینکه شیطان پس از سرباز زدن از سجده برآدم و سرکشی و خودکامگی، از بهشت آدم رانده شد و آدم و همسرش در آنجا سکونت گزیدند، چگونه باز هم شیطان توانست آنان را وسوسه کند؟

پاسخ: برخی بر این باورند که بعد از رانده‌شدن شیطان از بهشت، آدم به انگیزه کنجکاوی، نزدیک درِ بهشت می‌آمد و شیطان نیز که از نزدیک‌شدن به آنجا منع نشده بود، به او نزدیک می‌شد و با وی سخن می‌گفت؛ و در همین گفتگوها او را وسوسه کرد. به هر صورت، ظاهر آیات، نشانگر رویارویی و گفت و شنود مستقیم شیطان با آدم است.

«قُلْنَا اهْبِطُوا»
[به زمین] فرود آیید
چرا قرآن شریف با اینکه روی سخنش با آدم و همسرش بوده، واژه جمع به‌کار برده است؟
در پاسخ به این پرسش، نظراتی ارائه شده است؛ از جمله:

1. بعضی گفته‌اند: روی سخن این فراز از آیه شریفه با آدم و همسرش و شیطان بوده است که در بهشت بودند. درست است که شیطان پیش از این مرحله از بهشت رانده شده بود، امّا منافات ندارد که باز هم گفته شود: «بیرون روید».
2. برخی بر این باورندکه روی سخن با آدم و همسر و نسل اوست.
3. پاره‌ای می‌گویند: روی سخن با آدم و همسر اوست؛ امّا جمع‌آوردن واژه «اِهْبِطُوا» مطابق روش محاوره عربی است که نخستین مرحله جمع را از دو عدد یا دو تن بحساب می‌آورند؛ برای نمونه، به این آیه شریفه دقت کنید که ضمیر «نا» به‌معنای «ما» را درمورد خدای یکتا بکار برده است و ضمیر «هم» را درمورد دو پیامبر او: «… اِذْ نَفَشَتْ فیهِ غَنَمُ‌الْقَوْمِ وَ کُنّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدینَ.»5 (و داوود و سلیمان را [بیاد آور] آنگاه که درمورد آن کشتزار که گوسفندان قوم، شب‌هنگام در آن چریده بودند داوری می‌کردند و ما گواه داوری آنان بودیم).


مستند ارتش شیطان قسمت چهارم


شیطان شناسی قسمت اول
شیطان شناسی قسمت دوم
شیطان شناسی قسمت سوم
شیطان شناسی قسمت چهارم
شیطان شناسی قسمت پنجم

منبع:

1 43 / هود.
2- تفسیر بیان 30 جلدی، دکتر محمد بیستونی، انتشارات فراهانی، جلد 1 صفحه 81 تا 173 .
3- 61 / بقره.
4- 25 / ابراهیم.
5- 78 / انبیاء.


برگرفته از کتاب :
شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم – محمد بیستونی


دانلود کتاب شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.