مرکز تخصصی ترک گناه

شیطان شناسی (5)

  • دشمنی آدم با شیطان

«بَعْضُکُمْ لِبَعْض ٍ عَدُوٌّ»شما دشمن یکدیگر خواهید بود
گرچه در آدم چیزی که باعث دشمنی شود، دیده نشد و حسدورزی و نافرمانی شیطان این دشمنی را پدیدآورد، امّا پس از آن مرحله، دشمنی میان دو طرف عمیق شد؛ از این رو، دشمنی آدم با شیطان، ایمان و تقوا و ارزش است؛ امّا دشمنی شیطان با آدم، کفر و زندقه و بیداد.
دسته‌ای از مفسّران گفته‌اند: منظور آیه شریفه، دشمنی نسل آدم با شیطان و نسل اوست؛ و روشن است که آیه در مقام هشدار است، نه دستور و فرمان؛ چرا که خدا به دشمنی و عداوت فرمان نمی‌دهد. و در اینجا سخن درمورد هبوط و فرود است؛ امّا پیش از آن وقایعی رخ داد که دشمنی میان این دو گروه را پدید آورد.
برخی نیز بر این عقیده‌اند که خطاب این فراز از آیه شریفه، آدم و همسر اوست.
با این بیان، دشمنی و عداوت نیز همان ناسازگاری میان نسل آنان است؛ و بدان دلیل روی سخن با آدم و همسرش است که اصل و پایه نسل انسانند.

«وَ لَکُمْ فِی‌الاَْرْض ِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ اِلی حینٍ»
و برای شما در روی زمین قرارگاه و آرامشی است و تا فرا رسیدن آخرین لحظات زندگی و پایان عمر، از آن بهره‌مند می‌شوید

ابوبکر سَرّاج می‌گوید: اگر در آیه شریفه «اِلی حین ٍ» نیامده بود، امکان داشت این پندار پیش آید که اقامت در زمین تا بینهایت خواهد بود؛ به همین جهت فرمود: «اِلی حین ٍ» تا روشن سازدکه‌سکونت‌در زمین برای آدم و نسل او همیشگی نخواهد بود.

  • گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست

آخرین نکته در آیه شریفه این است که: خدا در این آیه و آیات قبل و بعد از آن، گناه آدم را به شیطان و اغواگری او نسبت می‌دهد، نه به خود آدم؛ و این نشانگر این واقعیت است که گناه و اشتباه بندگان هرگز به خواست خدا و کار او نیست. خدای پر مهر نه کسی را از عبادت و یکتاپرستی و پیمایش راه نجات و رستگاری بازمی‌دارد و نه کسی را به گناه و انحراف می‌کشاند؛ زیرا آفریدگار هستی از آنچه به شیطان نسبت داده شده و زیبنده شیطان و شیطان‌صفتان است، پاک و منزّه است.
این نکته نیز روشن می‌شود که وسوسه شیطان در افکندن انسان به گناه، اثر مخرّبی دارد؛ از این رو باید هشیار بود و از شرارت و وسوسه‌های او به خدا پناه برد.

فَتَلَقّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ.

پس آدم کلماتی از پروردگارش دریافت داشت و [خدای پرمهر] توبه او را پذیرفت، چرا که او توبه‌پذیر و مهربان است.
«تَلَقّی» به‌معنای «گرفت» و «دریافت داشت» آمده و مصدر آن «تَلَقّی» به‌معنای «دریافتن» و «گرفتن» است.
«کَلِماتٍ» جمع «کَلِمَه» و ریشه آن «کَلْم» به‌معنای زخم است؛ و همانگونه که زخم اثری است نشانگر واردآورنده زخم، کلمه یا کلام نیز اثری است که بر معنا و مفهوم مورد نظر گوینده آن دلالت می‌کند.
«اَلتَّوّاب» صیغه مبالغه و به‌معنای «بسیار توبه‌پذیر» است. واژه‌های «تَوْبَة» و «اِنابَة»، یک معنا دارند. اصل «تَوْبَة» به‌مفهوم اصرارنداشتن برگناه و پشیمانی بر افراط‌کاریها و تندرویها و بازگشت از اشتباهات گذشته است.

آدم پس از وسوسه‌های شیطان و لغزشی که پدید آمد، بر اثر حقجویی و به انگیزه پیروی از حقّ، کلماتی از پروردگار پرمهر خویش دریافت داشت و با روی‌آوردن به بارگاه او، با همه وجود خدای را با همان کلمات و جملات خواند و به نیایش با او نشست.
قرآن شریف در گزارش فشرده خود از سرگذشت آدم، چگونگی مراحل بازگشت او را نیاورده و تنها به ترسیم نتیجه بسنده کرده است.
«فَتابَ عَلَیْهِ» خدا توبه او را پذیرفت
این فراز از آیه شریفه نشانگر این واقعیّت است که آدم پیش از این مرحله،

توبه‌ای شایسته و بایسته انجام داده است.1

شیطان

  • سحر شیطان

وَاتَّبَعُوا ماتَتْلُواالشَّیاطینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ لکِنَ‌الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ‌النّاسَ‌السِّحْرَ وَ ما اُنْزِلَ عَلَی‌الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ مایُعَلِّمانِ مِنْ اَحَدٍ حَتّی یَقُولا اِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ‌الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارّینَ بِهِ مِنْ اَحَدٍ اِلاّ بِاِذْنِ‌اللّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّ هُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ‌اشْتَریهُ مالَهُ فِی‌الاْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ اَنْفُسَهُمْ لَوْکانُوا یَعْلَمُونَ.2
و [یهودیان] از آنچه شیطانها [و شیطان‌صفتها] در سلطنت سلیمانها [بر مردم[ می‌خواندند، پیروی کردند. و سلیمان [هرگز] کفر نورزید، ولی شیطانها به کفر گراییدند و به مردم سحر می‌آموختند. و [نیز یهود] از آنچه بر آن دو فرشته هارُوت و مارُوت در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروی کردند]؛
با اینکه آن دو [فرشته] به هیچکس [سحر[ نمی‌آموختند، جز آنکه [ پیش از آموزش‌دادن، برای وی روشن می‌ساختند که این آموزش تنها برای مقابله با سحر و ساحران است و] می‌گفتند:
«[بهوش باش که] ما تنها وسیله آزمونی [برای تو] هستیم، پس مبادا کفر بورزی [و از این ابزار مبارزه با افسون و افسونگران، بهره نابجا و ظالمانه بگیری]؛ امّا آنان [به این قصد] این چیزها را از آن دو [فرشته] می‌آموختند که [بتوانند] به کمک آن، میان مرد و همسرش [طرح] جدایی افکنند، درحالیکه بدون فرمان خدا [هیچگاه] نمی‌توانستند با آن به کسی زیان برسانند.
[آری؛] آنان چیزی را فرامی‌گرفتند که زیانشان می‌رسانید و برایشان سودی ببار نمی‌آورد و بی‌گمان [یهود بداندیش] دریافته بودند که هر کس خریدار این[گونه کالا] باشد، در آن جهان هیچ بهره‌ای نخواهد داشت و چه بد چیزی بود آنچه خویشتن را در برابر آن فروختند اگر [براستی می‌دانستند].
«اِتَّبِعُوا»: پیروی کردند.
«تَتْلُوا»: دنبال می‌کردند، تلاوت می‌کردند.
«فِتْنَة»: آزمایش، آزمون.
«مَرْء»: مَرد.
«اِذْن»: آگاهی، فرمان، اجازه، دستور.
«خَلاّق»: بهره و برخورداری شایسته.

در آیات پیش، از بی‌پروایی یهود و عدم پایبندی آنان به کتابهای آسمانی و ترسیم بازیگریهای آنان سخن بمیان آمد. و در این آیه، ناسپاسی دیگری از آنان به تصویر کشیده می‌شود؛ می‌فرماید:

«وَاتَّبَعُوا ماتَتْلُواالشَّیاطینُ»
از آنچه شیطانها در روزگار فرمانروایی سلیمان می‌خواندند، پیروی کردند

در اینکه این پیروی کنندگان چه کسانی بودند، مفسّران نظرهایی ارائه داده‌اند:
1. عدّه‌ای برآنند که منظور، یهود عصر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است.
2. گروهی دیگر بر این اعتقادند که منظور، یهود روزگار سلیمان(ع) است.
3. و برخی نیز گفته‌اند: منظور، همه یهود است؛ چرا که پیروان افسون و جادو، از

زمان سلیمان(ع) تا بعثت آخرین پیامبر خدا(ص) و روزگاران پس از ظهور اسلام نیز در میان آنان بسیار بوده‌است و اینک نیز موجودند.
«درباره واژه» شیاطین نیز نظرها متفاوت است:
1. عدّه‌ای‌ازمفسّران برآنند که منظور، شیطانهای جن است؛ زیرا هنگامی که این واژه بدون‌قرینه بکارمی‌رود، بر آنها دلالت می‌کند.
2. امّا دسته‌ای دیگر بر این عقیده‌اند که منظور، «شیطان‌صفتان» است که در گمراهی و سرکشی غوطه‌ورند.
3. و گروهی نیز گفته‌اند: هم شیاطین و هم شیطان‌صفتان منظور نظر بوده‌است.
«عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ»
برخی واژه «عَلی» را در این جمله از آیه شریفه به‌معنای «فی» گرفته‌اند.

دراینصورت ممکن است گفته شود: در زمان فرمانروایی سلیمان و یا در زمان خود آن حضرت، از آنچه شیطانها و یا شیطان‌صفتان می‌خواندند، پیروی می‌کردند.

«وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا»
و سلیمان هرگز کفر نورزید؛ ولی شیطانها به کفر گراییدند
از آیه شریفه این واقعیت بروشنی دریافت می‌شود که آنچه را شیطانها و یا شیطان‌صفتان می‌خواندند و یهود از آنان پیروی می‌کردند، کفر بود، آن هم کفر از نوع سحروافسونگری؛چراکه خداسلیمان پیامبررا ازآن‌پاک و منزّه‌اعلان‌می‌کندو شیطانها و پیروان آنها را کافر می‌خواند.
صراحت آیه شریفه در این مورد، بدان دلیل است که یهود، نسبت سحر و افسونگری به سلیمان پیامبر می‌دادند و می‌گفتند که فرمانروایی گسترده و پرشکوه او، برپایه جادو و جادوگری است و او به کمک آن، جنّ و انس و پرنده و باد را رام ساخته است.
ابوبصیر از ششمین امام نور (ع) نقل کرده است که: آنگاه که سلیمان (ع) جهان را بدرود گفت، شیطان سحر و افسون را اختراع کرد و آن را در کتابی نوشت و در پوششی قرار داد و فریبکارانه بر روی آن پوشش نوشت: این چیزی است که آصِف بن بَرْخِیا برای فرمانروایی سلیمان (ع) ابداع کرد و این از گنجینه‌های دانشها و فنون است؛ سپس آن را زیر تخت سلیمان پیامبر پنهان کرد؛ و بعد هم خود آن را برای مردم بیرون آورد . با وسوسه آن موجود پلید، کافران گفتند : سلیمان از این طریق بر همه ما چیره شده بود؛ امّا مردم باایمان گفتند: از خدا بترسید، زیرا سلیمان بنده شایسته خدا و پیامبر او بود.

آری؛ به‌سبب این اغواگری شیطان و پیروی کافران از آن بود که قرآن می‌فرماید: «وَاتَّبِعُوا ماتَتْلُوا الشَّیاطینُ…».
در مورد «وَلکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا»:
بعضی گفته‌اند: منظور این است که شیاطین نسبت به آنچه از راه سحر به آن پی‌بردند ، راه انکار را در پیش گرفتند.

«یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ»
که به مردم سحر و افسون می‌آموختند
در تفسیر این جمله از آیه شریفه، عدّه‌ای گفته‌اند: منظور این است که شیطانها سحر و افسون را به مردم می‌آموختند و آنان را به آموزش آن وسوسه می‌کردند. و گروهی گفته‌اند: منظور این است که آنان را راه نمودند تا کتابهای افسون را از جایی که سلیمان (ع) آنها را نگاهداری می‌کرد، استخراج کنند.

«وَمااُنْزِلَ عَلَی‌الْمَلَکَیْنِ‌بِبابِلَ‌هارُوتَ وَمارُوتَ»
و [یهودیان] از آنچه بر دو فرشته هارُوت و مارُوت، در بابل فرو فرستاده شد [پیروی کردند] بدینسان، روشن می‌شود که یهودیان از دو سو افسونگری آموختند: ازسوی شیطانها و از طریق تعالیمی که برای مبارزه با افسونگران، بر دو فرشته نازل شد.
در تفسیر این جمله از آیه شریفه بیشتر مفسّران گفته‌اند: منظور این است که شیطانها افسون و هر آنچه بعنوان مبارزه با آن، بر آن دو فرشته فرو فرستاده شده بود، همه را به مردم آموختند؛ و آنگاه بداندیشان و شیطان‌صفتان از آن آموزشها تنها در راههای ظالمانه و تفرقه‌افکنانه بهره گرفتند.


مستند ارتش شیطان قسمت پنجم



منبع:

1- تفسیر بیان 30 جلدی، دکتر محمد بیستونی، انتشارات فراهانی، جلد 1 صفحه 187 تا 193 .

2- 102 / بقره .


برگرفته از کتاب :
شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم – محمد بیستونی


دانلود کتاب شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.